جدیدترین کتابهای گویا : 

دانلود کتابهای صوتی برگزیده

  • دانلود کتاب صوتی به سوی کامیابی آنتونی رابینز
    دانلود کتاب صوتی به سوی کامیابی آنتونی رابینز

دانلود کتاب گویای پادشاهی به نام شهریار

توضیحات:
در زمان های قدیم پادشاهی مهربان بر مردم حکومت می کرد. مردم همه از پادشاه راضی بودند و شاه های کشورهای همسایه با پادشاه دوست بودند. پادشاه فرزندی نداشت تا بعد از او جایش را بگیرد، ولی سال ها گذشت و خداوند به شهریار پسری داد…

دانلود تیتراژ پایانی سریال تعبیر وارونه یک رویا

توضیحات:
با اینکه گاهی اشتباهه دلبستگی قانون نداره
دست از سرم بردار و بگذر این مرده دیگه جون نداره
عمرم رو دنبال تو گشتم دنیا از عشقم با خبر شد
من آخرین درختی ام که افتاد و عاشق تبر شد
دلتنگی یه راهه تا بی نهایت بی گریه بگو خداحافظ
بی چترت به بارون ندارم عادت بی گریه بگو خداحافظ
رویامو سپردم به دست باد تا شاید شبیه من شه
یک لحظه ام نگاهت به من نیافتاد تا سهمم پرسه زدن شه
هر مرتبه دروغ گفتی دیوار بینمون ترک خورد
من موندم و آوار بغضی که هر دومونو با خودش برد
دل کندی و بی وقفه روی آتیش عشقت آب ریختم
پشت سرت گریه نکردم پشت سرت سراب ریختم
از پنجره ادامه میدم این آخرین کوچه دنیاست
این جاده که به شب رسیده تعبیر وارونه رویاست

دانلود کتاب صوتی داستان خروس قندی و قدقدا خانوم

توضیحات:
پا کوتاه از خروس قندی و مادرش خداحافظی کرد و به ده کناری رفت. خروس قندی از این که همسایه ی خوبی برایشان نمی آمد ناراحت بود. یک روز خروس قندی به مادرش گفت..

دانلود دکلمه صوتی ما برای وصل کرد آمدیم

توضیحات:
دکلمه شعر ما برای وصل کردن امدیم از آلبوم موسی و شبان انتخاب شده و با صدای زیبای شهرام ناظری تقدیم شما می گردد.

دانلود رادیو فیلم دیوانه از قفس پرید

توضیحات:
یلدا با روزبه، جانباز جنگ، ازدواج کرده اما بیماری روزبه به شدت گرفته و او را در یک آسایشگاه برای مراقبت و درمان بستری می کنند. یلدا اگرچه علاقه زیادی به روزبه دارد اما در مورد رابطه اش دچار تردید شده است

دانلود شعر گویای مادر

توضیحات:
آنچه برایت می نویسم / یک شعر چهار پایه است / گرچه برای تو نوشتم / تکرار یک کار دوبارست

دانلود رایگان کتاب صوتی پیرمرد پینه دوز

توضیحات:
در زمان های قدیم حاکم وقت اصفهان بیشتر شب ها به صورت ناشناس در محله های شهر می گشت، یک شب وقتی در حال گردش بود، در بازار قیصریه صدای تق و توقی به گوشش خورد. جلوتر رفت، دید یک دکان پیرمردی پینه دوزی زیر چراغ موشی روی پوست تخت کهنه ای نشسته است و تکه های چرم خیس خورده را از توی تاقار آب کنار دستش برمی دارد و می گفت: بکوب، بکوب، همونه که دیدی..

 کلیه حقوق این وبسایت متعلق به کتابخانه صوتی طنین ایرانی بوده و کپی برداری از مطالب آن، تنها با ذکر منبع و درج لینک وب سایت مجاز می باشد

مسئولیت محتوای کتابها به عهده نگارنده بوده و  این کتابخانه هیچ مسئولیتی را در این خصوص نمی پذیرد.