دانلود کتابهای جدید : 

تبلیغات 1

تبلیغات 2

دانلود داستان گویای جشن فرخنده

توضیحات:
بابام روی کرسی نشسته بود و ریشش را شانه میکرد که سر پاکت را باز کزدم. چهار خط چاپی بود، حسابی خوشحال شدم چون اگر قلمی بود یا خط شکسته داشت اصلا از عهده من بر نمی آمد!– ده بخون چرا معطلی بچه؟و خواندم: به مناسبت جشن فرخنده ۱۷ دی و آزادی بانوان مجلسی در مجلس جنی در بنده منزل…که بابام کاغذ رو از دستم کشید در همان لحظه شنیدم که: بده بینم کره خر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

 کلیه حقوق این وبسایت متعلق به کتابخانه صوتی طنین ایرانی بوده و کپی برداری از مطالب آن، تنها با ذکر منبع و درج لینک وب سایت مجاز می باشد