دانلود کتابهای جدید : 

آخرین ارسالهای تالار گفتمان

تبلیغات 1

تبلیغات 2

دانلود آموزش پخت دمکباب قزوینی

توضیحات:
طرز پخت «دم کباب قزوینی»؛ مواد لازم: گوشت، پیاز، لپه، رب گوجه فرنگی، سیب زمینی، لیمو عمانی، نمک، فلفل و زردچوبه، پودر تخم گشنیز، پیاز داغ، زعفران دم کرده، دارچین

دانلود سخنان کارشناسی علاقه نوجوان به جدایی

توضیحات:
پاسخ «حجت الاسلام و المسلمین سید علیرضا تراشیون» مشاور و کارشناس تربیتی کودک و نوجوان به این پرسش که «فرزند ۱۷ ساله ام علاقه زیادی به جدا شدن از ما و تنها شدن دارد. دوست دارد که کاملا از ما مستقل شود

دانلود تعدادی از سخنرانیهای دکتر الهی قمشه ای

توضیحات:
دکتر حسین محی الدین الهی قمشه‌ای فرزند استاد فقید مهدی الهی قمشه‌ای و خانم طیبه تربتی در ۱۴ دی ماه ۱۳۱۹ (۴ ژانویه ۱۹۴۱) در تهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی، ‏ متوسطه و دانشگاهی را به ترتیب در دبستان دانش، دبیرستان مروی و دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران تا درجه دکتری به پایان برد و نیز تحصیلات حوزوی و سنتی را نزد پدر و استادان دیگر دنبال کرد. پدر ایشان فیلسوف، مجتهد، استاد دانشگاه، شاعر و مترجم برجسته قرآن بودند و روان‌ترین و معتبرترین ترجمه فارسی قرآن از کارهای ایشان می‌باشد

دانلود نواهنگ زیبای هنگام همدردی

توضیحات:
نواهنگی آگاهی بخش از سخنان «حجت الاسلام والمسلمین شهاب مرادی» پیرامون «موضوعاتی که این روزها در فضای مجازی درباره واقعه منا و هزینه ها و درآمد دولت عربستان از حج پخش می شود

دانلود کتاب گویای همراه آهنگ های بابام

توضیحات:
 دانلود دو فصل از کتاب همراه اهنگ های بابام: وقتی که خوشحالیم مادرم خیلی خوب می‌رقصد. زن‌های همسایه با تشت دایره می‌زنند و مادرم رقص کردی می‌کند و رقص شاطری هم بلد است. اما هیچ وقت جلوی پدرم نمی‌رقصد. پدرم هر وقت عصبانی می‌شود به ما می‌گوید:‹‹ای رقاص‌های بی‌آبرو.›› و معلوم است که از رقص بدش می‌آید. من نمی‌دانم که مادر من که این قدر خوب است چرا هیچ‌وقت عکسش توی روزنامه یا مجله‌ای نیست و هیچ‌وقت مادر نمونه نشده است. وقتی که سالی یک‌بار بند می‌اندازد، خیلی هم قشنگ می‌شود…

دانلود کتاب داستان صوتی فصل نان

توضیحات:
دو قصه از قصه های شنیدنی کتاب فصل نان نوشته علی اشرف درویشیان :اصغر صندوق چوبی کوچکی داشت که استاد بنا اسمش را گذاشته بود صندوق بدبختی، چون چند تکه نان خشک درون صندوق بود و همیشه بر سر صندوق بین ما دعوا و زد و خورد در می گرفت. صندوق را از خانه با نان بیات پر می کردیم و به محل کارمان می بردیم بعضی وقتها هم اصغر سوسک یا ملخی را می گرفت و توی صندوق بدبختی می گذاشت. شب خاک آلود و خسته به خانه برمی گرشتیم و با اشتها هرچه در سفره بود می خوردیم . اصغر لقمه از گلویش پایین نرفته خرخرش بلند می شد و ننه او را روی دست بلند می کرد و می برد توی جا می گذاشت و غصه دار برایش می خواند:« ای کوچولوی نان آورم ای گربه خاک آلودم قربان دست های زبر و ترک خورده ات بروم عزیزکم.»

دانلود کتاب صوتی دختر کفشدوزک

توضیحات:
روی تنه ی درخت کاجی ننه کفش دوزک با تنها نوه اش خاخالی زندگی می کرد. ننه کفش دوزک از صبح تا شب کار می کرد ولی…

 کلیه حقوق این وبسایت متعلق به کتابخانه صوتی طنین ایرانی بوده و کپی برداری از مطالب آن، تنها با ذکر منبع و درج لینک وب سایت مجاز می باشد