
توضیحات:
دکتر نون یکی از سیاستمداران باسواد کابینه مصدق است که پس از سقوط او به زندان می افتد و تحت شکنجه از او می خواهند تا بر علیه مصدق سخنرانی کند اما او راضی نمی شود تا اینکه به او می گویند در حال شکنجه همسرش هستند و او عقب نشینی می کند . اما بعد از ازادی احساس خشم و شرم از خیانتکاری در او اوج می گیرد به یاد قولش به دکتر مصدق می افتد و خودش و همسرش را عذاب می دهد
.
توضیحات:
در نیمه شب ۱۵ اگوست ۱۹۵۳، وقتی که کاروانی غیرعادی در دل تاریکی پیش می رفت، بیشترمردم تهران در خواب بودند. پیشاپیش کاروان، خودرویی زرهی با نشان نظامی و به دنبال آن، دو جیپ و چند کامیون ارتشی پر از سرباز، در حرکت بود. روز، استثنا داغ بود اما فرارسیدن شب، آرامشی به همراه آورده بود. هلال ماه می درخشید، شب زیبائی برای سرنگونی یک دولت بود..





آخرین دیدگاهها